کاش در روزگار ما بودی آن وقت می دیدی کسانی که نام تو را بر سینه خود چسبانده اند
چگونه با مردم رفتار می کنند.
کاش در روزگار ما بودی تا انتقام این مردمان صبور را از این حکومت جهل و جور می گرفتی
کاش در روزگار ما بودی تا عدالت و آزادی رنگ دیگری می گرفت
کاش در روزگار ما بودی آن وقت دیگر از اینکه به پشت بام بروم و نام خدا را
فریاد بزنم نمی ترسیدم
مولای من "علی" .امشب در حالی شب میلاد تو را جشن می گیریم که سیل عظیمی
از این مردمانی که حالا خس وخاشاک خوانده شده اند فقط به جرم پس گرفتن
حق خود در زندان یا در خاک آرام گرفته اند....
کاش در روزگار ما بودی
میلاد علی را به کسانی که به عدالت، انسانیت، عشق، فضیلت و ایمان ایمان دارند
تبریک می گویم.

بخشی از نامه امام علی (ع) به مالک :
بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق،
موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد
و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد،
نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته اند.پس مباد که حکومت خود
را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد،
بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگران میسپارد
شیعه علی بودن مسئولیتهای سنگینی را بر دوش انسان بار می کند-مسئولیتی که از همه ی مسئولیتهایی که مکتبهای آزادیخواهی،عدالتخواهی، و آزادیبخش بردوش معتقدان و پیروان خود می نهند- سنگینتر است.
"شیعه بودن" تنها به معنای"دوستداری علی" یا "شناخت علی" نیست. چرا که "دوست داشتن" یک "احساس" است و "شناختن" یک امر "ذهنی". در صورتی که "تشیع"- به معنای پیروی کردن-در حقیقت"عمل" است و حرکت. بنابراین، ممکن است کسی که دوستدار علی باشد-تا حد عشق، یا ازعلی تجلیل کند تا حد خدا، یا حتی ممکن است کسی با علی آشنا باشد- در حد بزرگترین محققی که همه ی عمرش را وقف تحقیق در زندگی علی کرده است و یا همچون کسی که با علی در تمام دوره ی عمر زیسته است، اما در عین حال "شیعه ی علی نباشد"! زیرا غیر از آنچه که در فرهنگ و علوم شیعه است "پیروی از علی" در خود کلمه ی شیعه و لفظ تشیع نهفته است، و البته که لازمه ی "پیروی از علی " "شناخت علی " عشق ورزیدن به علی". اما معنای اساسی تشیع، و آنچه که معنی تشیع را تحقق خارجی راستین می بخشد"پیروی کردن" از اندیشه ی علی، روش زندگی علی، روش کار علی، نحوه ی جهاد علی و تحمل علی است.
گرفتاریی که ما داریم – ما ملتی که افتخار بزرگ انتساب به علی و مکتب علی را داریم، و این، بزرگترین میراثی است که ملت ما داراست و بزرگترین افتخار تاریخی است که می تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه ی امیدی است که می تواند به وسیله ی آن نجات پیدا کرده، به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد. اما در عین حال، می بینیم که با داشتن علی، و با داشتن مکتب علی، یعنی "عشق به علی" از همه ی اینها محرو م است این است که ما در مرحله ی"محبت به علی" مانده ایم و حتی به مرحله ی"شناخت علی " هم نرسیده ایم...! در صورتی که "شیعه علی بودن" از " چون علی عمل کردن" شروع می شود و این مرحله ای است پس از شناخت و پس از عشق.
بنابراین، ما یک ملت "دوستدار علی" هستیم، اما نه" شیعه علی"! چرا که شیعه علی همچنان که گفتم علی وار بودن، علی وار اندیشیدن، علی وار احساس کردن، در برابر جامعه، علی وار مسئولیت احساس کردن و انجام دادن، و در برابر خدا و خلق، علی وار زیستن، علی وار پرستیدن و علی وار خدمت کردن است.
یکی از ابعاد بسیار باشکوه و آموزنده ی زندگی علی، رفتار علی با دشمنان خود اوست. چرا که اگر کسی بخواهد در هر نسلی و عصری، از علی پیروی کند، نه اینکه فقط درباره ی او کتاب بنویسد، مدح و ستایش کند، یا شعر بگوید، یا آواز بخواند و یا احساسات به خرج بدهد، بلکه چناچه عملا تا حدی که می تواند، هرچند با فاصله ی بسیار زیاد، اما به هر حال در جهت او، و در مسیری که او نشان داده است از او پیروی کند، بی شک سرنوشتی را باید تحمل کند که علی در زندگی خویش تحمل کرده است.
اگر کسی ادعای پیروی از علی را دارد، دم از علی می زند و محبت علی را به دل دارد، چناچه ببیند در مسیر افکارش، در مسیر مسئولیت اجتماعی که به دوش دارد، در مسیر راه و رسمی که برای مردم و برای نسل و زمان خود تعیین می کند"و خودش هم راهی آن می شود" و در جبهه هایی که از نظر فکری یا اجتماعی درگیری دارد، هیچ یک از دردها و رنجها و گرفتاریها و درگیرهای علی را ندارد و با همان قطبها، از همان جهتها و در همان رنجها و گرفتاریها و درگیریهای علی را ندارد و با همان قطبها، از همان جهتها و در همان جبه هایی که علی می جنگید، مورد هجوم قرار می گرفت و ضربه می خورد، او نمی جنگد، مورد حمله قرار نمی گیرد، و ضربه نمی خورد، و یا حتی ببینید که تیپها، گروهها و نیروهایی که در تمام مدت زندگی علی چه پیش از رحلت پیغمبر و چه بعد از آن، خواه در دورهی سکونتش و یا در دوره حکومتش با او در شکلهای متنوع و متغیری در مبارزه ی دائمی بوده اند، با او سر سازش دارند یا از او خشنودند و یا با او رابطه ای مسالمت جویانه دارند، بایستی حتما در "شیوه"ای که انتخاب کرده است شک کند! یعنی در "شیعه بودنش"!!
دکتر علی شریعتی

خداوندا
به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، وبه مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان،
و به متعصبین ما فهم، و به فهمیدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مرادن ما شرف،
و به پیران ما آگاهی، و به جوانان ما اصالت،و به اساتید ما عقیده، وبه خفتگان ما بیداری،
و به بیداران ما اراده، و به مبلغان ما حقیقت، و به دینداران ما دین، و به نویسندگان ما تعهد،
و به هنرمندان ما شعور، و به محققان ما هدف، و به نومیدان ما امید، و به ضعیفان ما نیرو،
و به محافظه کاران ما گستاخی، و به نشستگان ما قیام، و به راکدان ما تکان،
و به مردگان ما حیات، وبه کوران ما نگاه، و به خاموشان ما فریاد، و به مسلمانان ما قرآن،
و به شیعیان ما علی، و به فرقه های ما وحدت، و به حسودان ما شفا، و به خودبینان ما انصاف،
و به فحاشان ما ادب، و به مجاهدان صبر، و به مردم ما خود آگاهی، و به همه ملت ما،
همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.
دکتر علی شریعتی
به گزارش پارسینه، گفتگوی صریح میرحسین و احمدی نژاد را می توان یکی از بی سابقه ترین چالش های درون نظام جمهوری اسلامی توصیف کرد، چالشی که نه در پشت پرده قدرت و سیاست، بلکه مقابل چشم میلیونها ایرانی در تلویزیون انجام شد، احمدی نژاد صریحا از "اکبر هاشمی رفسنجانی" و خانواده رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان "عامل براندازی دولت نهم " و "صحنه گردان تخریب ها علیه خوییش، یاد کرد.
در خصوص مناظره امشب نکات زیر را می توان مطرح کرد:
1- مناظره داغ امشب در حالی برگزار می شد که نتایج نظرسنجی ها در هفته اخیر از رشد صعودی میرحسین موسوی و کاهش محبوبیت محمود احمدی نژاد حکایت می کرد، نتایجی که هر دو نامزد به خوبی از آن با خبر بودند.
2-در اولین لحظات آغاز مناظره، موسوی ساعت مچی خود را از دست بیرون آورد و روی میز گذاشت تا وقت سخنانش را تنظیم کند،احمدی نژاد نیز با مقداری پرونده، کاغذ و یک موبایل به میدان مناظره آمده بود.
2-احمدی نژاد شروعی عصبی داشت و در ابتدا، کلمه به کلمه سخنانش را از روی کاغذ می خواند، اما به مرور به خود مسلط شد و به مرور حالت "عصبی اش" به عصبانیت و حمله به موسوی تبدیل کرد و کمتر از روی کاغذ، نوشته هایش را می خواند،صدای لرزان میرحسین در آغاز مناظره نیز قابل توجه بود.
3-احمدی نژاد علنا "میرحسین" را رقیب اصلی خود معرفی کرد اما در عین حال ادعا کرد ، موسوی با محوریت " هاشمی -خاتمی" به میدان رقابت با او وارد شده است، احمدی نژاد گفت: موسوی در برابر من نیست، بلکه سه دولت (موسوی، هاشمی، خاتمی)در برابر من قرار گرفته است!
4-موسوی ترجیح داد هیچ موضعی در برابر اصلی ترین برگ برنده احمدی نژاد در مناظره که او را تلویحا عامل یا متحد هاشمی رفسنجانی خوانده بود، اتخاذ نکند و به گفتن این جمله بسنده کند که خود هاشمی و خاتمی حرفهایشان را در مناظره با احمدی نژاد بگویند.
5-احمدی نژاد رسما سه نامزد دیگر انتخابات ریاست جمهوری را متحدانی علیه خود دانست.
6- اکثر قریب به اتفاق سخنان و انتقادات میرحسین، قبلا در سخنرانی های عمومی و تریبون های جمعی مطرح شده بود، اما این محمود احمدی نژاد بود که همانطور که قبلا وعده کرده بود برای مناظره، حرفهایی داغ و ادعاهای بزرگ داشت.
7-یکی از ترجیع بندهای سخنان احمدی نژاد که احتمالا به قصد هستریک کردن میرحسین به کار می رفت این بود که پنج بار گفت: به شما علاقه مندم و دلم برای شما می سوزد!
8- احمدی نژاد موقع سخن گفتن به دوربین تلویزیون نگاه می کرد و مرتبا "موسوی" را خطاب می کرد، در حالی که موسوی در هنگام سخن گفتن، کمتر احمدی نژاد را خطاب می کرد و بدون آنکه به دوربین نگاه شود، فقط به مجری نگاه می کرد و وی را خطاب می کرد.
9-میرحسین در هنگام سخنان احمدی نژاد، خونسرد به نظر می رسید اما احمدی نژاد در هنگام استماع سخنان طرف مقابل با لبخند و میمیک های صورت به میرحسین نگاه می کرد.
10-احمدی نژاد در دقایق پایانی مناظره درخواست کرد مناظره 3-4 ساعت ادامه پیدا کند.
11-وضعیت پسر رفسنجانی،میلیارد شدن ناطق نوری و پسرش، فروختن کارخانه رشت الکتریک به همسر کرباسچی آخرین شلیک های احمدی نژاد به میرحسین موسوی بود.
12-استفاده مکرر از کلمه "چیز" یکی از تکیه کلام های ثابت میرحسین موسوی بود.
13-میرحسین در آخرین دقایق مناظره، ناگهان شدت انتقاداتش از احمدی نژاد را افزایش داد و ضمن دفاع جانانه ای از همسرش-زهرا رهنورد- او را روشنفکری برجسته توصیف کرد و در عین حال افشا کرد که سعیدلو، معاون احمدی نژاد مسئول پرونده سازی برای رقباء شده است.
14-در دقایق پایانی مناظره که میرحسین مرتبا به احمدی نژاد حمله می کرد، احمدی نژاد خواست پاسخ بدهد که میرحسین به وی گفت: در وقت من وارد نشوید!
در یک جمله به عنوان جمع بندی این مناظره می توان گفت که این مناظره در ساعت دوازده شب چهاردهم خرداد پایان نیافت، بلکه بلافاصله بعد از پایان مناظره، آغاز شد و قطعا شروعی است برای اصلی ترین چالش بین دو رقیب اصلی یعنی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی.
کاملا قابل پیش بینی است که بعد از پایان این مناظره، موج عظیمی از پاسخ ها به احمدی نژاد آغاز خواهد شد، از اکبر هاشمی رفسنجانی که بیشترین حملات احمدی نژاد متوجه او بود تا سید محمد خاتمی و ناطق نوری و کرباسچی و زهرا رهنورد و حتی ملک عبدالله شاه عربستان و تونی بلر و ...که به ادعاهای احمدی نژاد واکنش نشان بدهند، اما جالب اینجاست که اگر افراد مذکور به سخنان احمدی نژاد واکنش نشان بدهند، احمدی نژاد می تواند بر محور "مظلوم نمایی و قرار گرفتن در خط آتش تهمت و دروغ و حمله" قرار گیرد و اگر هم پاسخ ندهند، بسیاری از افکار عمومی ، سخنان احمدی نژاد را باور خواهند کرد.
رئيس محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي
با سلام و احترام
در پي مناظره شب گذشته مورخ 13/3/88 در شبکه سه سيما، ميان جناب آقاي محمود احمدي نژاد و جناب آقاي ميرحسين موسوي و نسبت دادن دروغ ها و تهمت هاي مکرر به شخص آيت الله هاشمي رفسنجاني و فرزندان ايشان و ايجاد شبهه در فضاي انتخاباتي توسط آقاي احمدي نژاد که فرصت دفاع و پاسخگويي نيز وجود نداشت، خواهشمند است دستور فرماييد قبل از اتمام مهلت، در اسرع وقت فرصتي مناسب در همان شبکه، جهت پاسخگويي و شفاف سازي درخصوص موارد کذب ادعا شده فراهم گردد.» محمد هاشمي برادر آيت الله هاشمي رفسنجاني و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اعلام کرد خانواده هاشمي رفسنجاني از رئيس جمهور به دادگاه شکايت خواهند کرد.
حمايت پسر ناطق نوري از ميرحسين
همزمان با نامه دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني، مصطفي ناطق نوري نيز با نوشتن نامه يي خطاب به ميرحسين موسوي ضمن اعلام حمايت از وي از طرح اتهام عليه خانواده اش لب به شکوه گشود؛ «بي مقدمه مايلم مراتب سپاس و خرسندي عميق خود را به عنوان يک شهروند ايراني از متانت و بزرگواري توام با صداقت جنابعالي در مناظره تلويزيوني که چون روزني از نور در برابر تاريکي و بي صداقتي، يک بار ديگر اميد را به دل ايرانيان نگران حق سرازير نمود، ابراز دارم...»
ثروت حاميان احمدي نژاد
غلامحسين کرباسچي شهردار اسبق تهران و مشاور ارشد مهدي کروبي نيز اتهامات احمدي نژاد را «دروغ» خواند و خواستار مناظره رودررو با احمدي نژاد شد. وي در گفت وگو با ايلنا ضمن اعلام اين خبر گفت؛ اگر قرار باشد ايشان بي هيچ مستندي به خانواده ديگران اتهام بزنند ما هم مي توانيم بگوييم مثلاً فرزندش در حال حاضر چه مي کند. وي سپس در واکنش به اظهارات احمدي نژاد در مناظره با مهندس موسوي گفت؛ اين مناظره بين دو فرد نبود، بلکه مناظره و رويارويي يک فرد دروغگو و يک انسان نجيب و متين بود. کرباسچي ادامه داد؛ دار و دسته احمدي نژاد فرقه يي هستند که از دوران دانشگاه با همين شيوه مچ گيري و پرونده سازي امور خودشان را پيش بردند و در دوران هاشمي رفسنجاني همين رويه را پيش گرفتند و با شايعه پراکني به جوسازي عليه نظام پرداختند و متاسفانه در مقطعي از دوران اصلاحات که شرايط خوب پيش نرفت وارد حکومت شدند و همه امکانات در اختيارشان قرار گرفت و از آن نيرو براي بقاي خود استفاده مي کنند. کرباسچي با اشاره به اين مطلب که در زمان حضور احمدي نژاد در شهرداري 300 ميليارد تومان کجا هزينه شده است، افزود؛ حاميان احمدي نژاد مثل محصولي، زريبافان و ثمره هاشمي به اندازه تمام سران نظام ثروت اندوخته اند و حال عملکرد نظام را زير سوال مي برند.
درخواست بررسي اموال حاميان احمدي نژاد
محسن صفايي فراهاني ديگر متهم اظهارات احمدي نژاد رئيس دولت را به مناظره دعوت کرد و گفت؛ «اگر ايشان توان پاسخگويي به ادعاهاي کذب شان را دارند بايد در اين مناظره شرکت کنند.» وي افزود؛ بنده طي سال هاي گذشته منتقد دولت بوده ام و اين جريان احمدي نژاد را به شدت ناراحت کرده است. محسن صفايي فراهاني ادامه داد؛ به تمام سال هايي که در دولت حضور داشته ام افتخار مي کنم و به صورت رسمي از قوه قضائيه، وزارت اطلاعات، سازمان بازرسي کل کشور و تمامي نهادهاي نظارتي دعوت مي کنم به تمامي اموال و دارايي هايم رسيدگي کنند. وي ادامه داد؛ آقاي احمدي نژاد چرا نمي گويد چگونه وزيري با مدرک تحصيلي تقلبي را برگزيدند. ايشان نمي گويند چگونه وزيري را انتخاب کرده اند که در دوران جنگ در سپاه و ظرف 20 سال گذشته بيش از 200 ميليارد تومان ثروت اندوزي کرده است. صفايي فراهاني گفت؛ من به طور حتم از آقاي احمدي نژاد به دليل نشر اکاذيب به قوه قضائيه شکايت خواهم کرد. او در تحليل رفتار احمدي نژاد چنين نظر داد؛ايشان بايد بگويند من مانند وزير کشورشان در کجاها ثروت دارم؟ کدام برج تهران متعلق به من است؟ تا معلوم شود ما ثروت اندوزي کرديم يا ياران ايشان؟ جبهه مشارکت ايران اسلامي نيز در نامه يي خطاب به دادستان کل کشور و رئيس سازمان صدا و سيما خواستار ايجاد فرصت پاسخگويي متقابل براي ادعاهاي مطرح شده بر ضد اين تشکل از سوي احمدي نژاد شد . اما پاسخ ضرغامي به اين درخواست ها يک جمله کوتاه بود؛ «پس از انتخابات درباره مناظره افراد غايب تصميم گيري مي شود.»
پیامک نشانی:
پروردگارا تو را قسم به آبی آسمانت و به سبزی زمینت و رنگین کمان طبیعت، دلم رو آبی، روحم رو سبز و عشق وجودی به خودت رو رنگین کمانی کن.
خبرهای نشانی

پروین سلیمانی بازیگر سینما و تلویزیون درگذشت
پيراهن پردردسر مجري شبکه3؛ يکي از برنامه هاي زنده تلويزيون در شبکه سوم سيما مسوولان اين رسانه را برآشفته کرد، به طوري که مسوولان با تماس هاي مکرر خواستار قطع برنامه در زمان پخش شدند. اما تنها دليل اعتراض تند مسوولان استفاده از پيراهن سبز از سوي مجري برنامه بوده است.
اس ام اس های انتخاباتی
بازار اس ام ا س هاي انتخاباتي داغ داغ است. پيامک هاي عجيب انتخاباتي احمدي نژاد؛ . در يکي از اين پيامک هاي تبليغي براي احمدي نژاد آمده است؛ «مي غرد و با زخم زبان کار ندارد/ کاري به لجن گويي اغيار ندارد/ با ديو هوا سخت بجنگيد که محمود/ حاجت به جوانان هوادار ندارد.» يکي از اين اس ام اس ها هم با اشاره به سريال حضرت يوسف آورده؛ «مي رسد مجموعه يوسف به پايان غم مخور/ مي شود سيماي ما روزي گلستان غم مخور/ گر نشد قسمت به يوسف گردش ايران زمين/ مي رود محمود ما استان به استان غم مخور.»
اخراجی های ۳ اکران از ۲۳ خرداد در سراسر ایران با شرکت:محمود احمدی نژاد،الهام ،فاطمه رجبی،علی کردان و...کارگردان ملت ایران
اما پیامک های میر حسین موسوی
ای آنکه در این شب به شهر دل دادی،زخمی شده از ظلمی و از بیدادی،برخیز بیا که موسوی میثاقش،قانون بود و عدالت و ازادی.
بیا چون شمس و مولانا قوی باش سرود مثنوی معنوی باش بیا حالا که سید خاتمی نیست رفیق میرحسین موسوی باش.
اما یه پیامک بی طرفانه
رای ما به میرحسین کروبی نژاد
نگاتیو دوباره راه افتاد
یا علی
پیامک نشانی
پستهاى مهم،ميدان مسابقه و آزمايش مرداننداينجاست كه
كفايتو استعداد و مديريت افراد آشكار مىشود. امام علی "ع"
این هم راهی برای تبلیغات انتخاباتی است؟
قطع گفت و گوی تلویزیونی مسجد جامعی به خاطر نقد دولت "اندیشه نو"
ستاد احمدی نژاد سکو های ورزشگاه آزادی را هم می خرد."اندیشه نو"
محمد توسلی گفت:توزیع پول در بین دانشجویان تحقیر شعور دانشجویان است. خیلی
گستاخی است که رئیس جمهور برای رای آوردن به دانشجو رشوه دهد
ناصر چشم آذر. عزت الله انتظامی. بهاره رهنما. محسن مخلباف.مجید مجیدی . داریوش مهرجویی
از جمله هنرمندانی هستند که میر محسین موسوی را حمایت می کنند.
کروبی در سخنانش در شبکه یک سیما گفت:
پول سنگين و بيسابقهاي در اختيار دولت نهم بود كه بايد توضيح دهد با اين پول و درآمد بيسابقه
نفت با قيمت بشكهاي 100 و حتي 120 دلار، چه تغييري در جامعه بوجود آمده است؟
وي ادامه داد: مردم بيكاري، گراني، تورم و ركود را با وجودشان لمس ميكنند و نيازي به نظرسنجي و شاخصهاي بانك مركزي وجود ندارد
مقاومت موسوی در برابر سانسور سخنانش در صدا وسیما.

سلام آخر
گرمت شده او کاپشنو در بیار…شعر طنزی از جلال سعیدی

به رأیهای تا نخوردهت قسم
که من هنوز تو تاکسیام، میرسم
همیشه جا میمونم از جماعت
همهش مگر چقدر شده یه ساعت
تو ترافیک در عوضش شاعرم
تو بوقزدن، تو بوقشدن ماهرم
کاری به کار زوج و فرد ندارم
شبیه تو یه «رهنورد» ندارم
القصه این شاعر قاطی پاطی
بدون ربطی به «خلیل جواتی»
میخواد برات یه شعر بگه آبنبات
که بازی بازی کنه با اون لبات
برات بگم یه ذره از اقتصاد
با اینکه میدونی خودت خونهزاد
یه سازمان بود که عریض طویل بود
میون این صورت ما، سبیل بود
سبیل بود و گاهی زگیلم میشد
تو تاریکی خرطوم فیلم میشد
برنامهریزی مینمود به سختی
فتیله پیچ میزد به سبک تختی
بودجه رو هی اینور و اونور میکرد
بچه نبود، اما جاشو تر میکرد
کارشناساش شبیه هرکول بودن
تمام درساشونو از فول بودن
یهو هوا شد، سازمان بودجه
یکی نفهمید، یکی گفت به من چه!
به موزه رفت گرچه هنوز زنده بود
دلواپس گافهای آینده بود
***
برات بگم یه ذره از جوونا
همونا که شبا رو پشت بونا(!)
دنبال یک ستارهان که رفته
نذار بگم بقیهشو که سخته
این جوونا که من میگم باحالن
اگرچه از صبح تا غروب مینالن
نه وام میخوان، نه سهمیه تو کنکور
نه اینکه آواز بخونی با سنتور
نه از تو انتظار ناجور دارن
برات یه چند تا گره کور دارن:
میخوان که فیلترینگو مسدود کنی
یه فکری هم به حال محمود کنی
میخوان که چکمهشون نشه مسئله
«حقیقتا لباس ما معضله؟!»
سیاستا نباشه بسته بسته
مگه هلو میشه بدون هسته؟
حرفای بیهسته زیاد میشنون
یه چیزایی از حزب باد میشنون
موسیقی متال پتال نخواستیم
جاز و بلوز و هوسپیتال نخواستیم
میخوایم صدای نسلمون بلندشه
مگه میشه اسپانیا، هلند شه؟
الگوی ما اخراجیهای دو نیست
قهرمان نسل ماها زورو نیست
میخوایم که با قلب ما صادق باشی
اگر نشد سوار قایق بشی
بری از اینجا که کسی نباشه
که هی بخواد آب رو آتیش بپاشه
گفتی میخوای گشتاشونو جم کنی
گفتی میخوای تورمو کم کنی
گفتی میخوای رأیهارو خوب بشمرن
جوجههارو وقت غروب بشمرن
ببین هوای رابطه ابریه
دنیا پر از دولتای شرطیه…
یکی میگه غنی نکن چیزی رو
اون یکی پیش میکشه درگیری رو
یه دولتی حرفای زور میزنه
اون یکی دوستامونو تور میزنه
نمیدونم چرا، کجا، چطو شد
که اینجوری هرچی که بود، ولو شد
اگر که شد با «اوباما» حرف بزن
با «سارکوزی» قدم توی برف بزن
«پوتین» بپوش با مِدوِد آشنا شو
با آلمان و هلند و چین رها شو
با آفریقا با آسیا هِوی باش
همش واسه مذاکره رِدی باش
***
بیا بریم یه سر تو سایت فیسبوک
با هم بریم یه پیج خوب متروک
ببین چقدر جوونا دوستت دارن
اگر بشی رفیقشون واقعن
«پی ام» میدن به آیدی «میرحسین»
ای اس ال و بده بریم زیر رین (Rain)
(marrid) مَرید شدی ولی هنوز مُریدی
واسه ماها «سیبزمینی» خریدی؟!
***
خلاصه که چهکار سختی داری
تابلوی نیمهکاره که تو دست نداری؟
یادت باشه، تو نقاشی، ما نقشیم
بگم چه قصهای واست نوشتیم؟
شبای این جوونا مهتاب بشه
عکس منم که کشیدی، قاب بشه!
یه کوه بکش، اسمش باشه دماوند
خلیج فارس و خزر و نهاوند
یه شهر بکش که «همهمون» توش باشیم
غم نباشه، شب نباشه، خوش باشیم
خلاصه میرحسین جونم ما گفتیم
هرچی که از قلبِ وطن شنفتیم
تو هستی و یه عالمه انتظار
گرمت شده اون کتتو در بیار!
ای خدا واژه ها ناتوانند این رو قلبی به من گفت که روز وشب می تپید
و با تپش اون هزاران ستاره بیدار شد.
راست می گند واژها صدایی ندارند خاموش اند اما شما صدای قلبها رو هیچوقت فراموش نمی کنید.
من بسیاری از این کلمات رو به دست فراموشی سپرده ام. وبرخی از اونها رو که در کودکی
به زبون آوردم کنار گذاشتم.اما تپش قلب انسانها رو نمی تونم از یادببرم.
همیشه فرصت برای نوشتن هست اما برای دیدن و شنیدن آدمها فرصت کمه عمر می گذره
و یه دفعه می فهمیم چه آدمهایی رو که ندیدیم و چه صداهایی رو که نشنیدیم.
چه حرفهایی رو که به زبون نیاوردیم.
اما ممکنه کلمه ها رو از یاد ببرم اما صدای قلب شما فرشته ها رو از یاد نمی برم.
تو از عشق چی می دونی؟
نخستین بار عشق رو کجا دیدی؟
چه وقت باهاش حرف زدی؟
چه کسی بهت گفت عشق چه رنگیه؟
اما من می گم
باران یعنی عشق
عشق گاهی به رنگ آسمونه
گاهی مانند پرهای پرستویی به دنیال آشیون می گرده
و گاهی به طراوته قطرات باران
بهار که می شه پروانه ها و پونه ها زیباتر می شند
درست مثل شاعری که از باغ ملکوت می آید
بهار که می آید احساس می کنم تمام بشقاب ها به عشق تو سبز می شند
اصلا زندگی یعنی تو...!
شاید باورت نشه من با عشق وضو می گیرم
با عشق نماز می خونم
من با عشق غرق می شم وبی عشق می میرم
با عشق خیره بشید به قطرات باران

خدایا آغاز می کنم برگ دیگری از دفتر بندگی ام را تا خلاصه شوم در هر آنچه تو می خواهی
بسم الله...
خبرنشانی
در حالی که چند ماهی از مدیریت شهرام گیل آبادی نگذشته بود که خبرگزاری ها از استعفای دکتر گیل ابادی خبر دادند او در همین زمان کوتاه توانست مخاطبان نمایش های رادیویی را دوباره آشتی دهد. جمعی از هنرمندان رادیو شامل بازیگران، کارگردانان و تهیهکنندگانی چون توران مهرزاد، ژاله علو، میکائیل شهرستانی، صدرالدین شجره، فریدون محرابی و... با نوشتن نامهای سرگشاده به رئیس سازمان صدا و سیما نسبت به استعفای گیلآبادی اظهار گلایه کردهاند.
در بخشی از این نامه آمده است: رئيس محترم رسانه ملي، ما گاهي با بيمهري و گاهي با فراموشي روبهرو شديم اما هرگز عشق به كار و انگيزه در اين راستا كار كردهايم. ادعايي هم نداريم اما انتظار داريم. از شما رئيس رسانه ملي؛ از شما شنيديم كه نمايش مؤثرترين قالب برنامهسازي در راديو است. از شما شنيديم كه قصد داريد اين قالب مغفول مانده را از انزوا خارج كنيد. از شما شنيديم كه گفتيد: دكتر شهرام گيلآبادي را به انگيزه سروسامان دادن به نمايش راديو به ميدان ارگ فرستاديد. از شما شنيديم و دل خوش كرديم كه مردي از جنس خود ما ميآيد. كسي كه اهل درك است و هنر را ميشناسد. دكتر شهرام گيلآبادي آمد. اداره كل نمايش راديو فعاليتهايش وسيع شد حالا ديگر ما نه در ادارهاي كه بويي از هنر را با خود ندارد كه در «مركز هنرهاي نمايشي راديو» كار ميكنيم. ما به اين فن شريف عشق ميورزيم و او همت عالي داشت و اين دو در امتزاج با هم حركتي نوين را رقم زد. در جشنوارههاي تئاتر ماه، تئاتر فجر، تئاتر دانشجويي، تئاتر رضوي و... درخشيديم. به صحنههاي هنري كشور ورود كرديم. ستارههاي راديويي، رسانه ملي در سي سالگي انقلاب، نمايش راديويي را در خانه هنرمندان به مردم هديه كردند و خلاصه همه خوشحال شديم از اين كه اتفاقي نو در جريان است. به ما وعده آمدن راديو نمايش را داديد، بيشتر دل خوش كرديم."
دوست داریم نهال نوکاشته دکتر گیلآبادی را در مرکز هنرهای نمایشی رادیو در روزهای آینده با حضور خود او به ثمر برسانیم و بیتردید نبودن او برای نمایش رادیو و نمایشگرانش خسارتی جبرانناپذیر است
اما واقعا آیا دکتر گیل آبادی خودش استعفا داد یا از او...؟
آوای آسمانی
ای خدا ای خدا...
امسال سال ما رو سال بدون زشتی قرار بده
ای خدا امسال سالی باشه که اشک و خون زمین رو رنگ نکنه
ای خدا امسال سالی باشه که همه با گرسنگی غریبه باشند و با دردمندگی بیگانه
ای خدای بزرگ سال ما رو سال حرمت قرار بده و کشور ما را حریم
سالی که کوچه ها خلوت آشتی و خیابان ها معبر عاشق ها
سالی که آتش مهربونی گرما باشه نه به کینه آلوده
باد نوازش کنه نه ویران
ای خدا امسال سالی باشه که اگه کسی تیغ کشید برای تراش باشه نه برای خراش
سالی که وام ضامن نخواهد و مستمند وام نخواهد
و
پول فقط چیزی باشه برای تعارف...
ای خدا امسال ساله عاشقیه همه اونهایی باشه که هیچوقت عاشق نشدند.
مهران دوستی. 15/1/1388
خداوندا سلام بهاری و پر از عشق من را پذیرا باش
دلم می خواهد به اولین کسی که عید را تبریک می گویم تو باشی
تو که خداوند نوروزی، خداوند تازه شدن و نفس کشیدن.
با هر جمله که بوی طراوت و بهار می دهد از تو برکت و سلامتی می خواهم
ودر این روزهای عزیز از تو برای یک سال آینده
خیر و خوشی و سعادت برای همگان طلب می نمایم
التماس دعا
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این، که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آنکه دوست تَرش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که نه...! نه نفرین نمی کنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد



