تبليغاتX
نشانی


نشانی

من در این آبادی پی چیزی می گردم خدا از رگ گردن به من نزدیکتر است

ما مانده ایم و بند،این عادلانه نیست
ویرانی ِ وطن ؛ جرم ِ ترانه نیست
در«کوچه باغ» ِ ما، جرم است اگر صدا
یا«خان» غزل کـُش است ؛ یا «خانه» ،«خانه» نیست

.
.
مرداب اگر شد این ،دریای بی کران،ماهمچنان ولی؛ نیلوفرانه ایم
پاییز اگر برید،از سبزه ها امان،ما بی امان ولی؛نیلوفرانه ایم
گردون اگر گرفت،از آرشان کمان،ما «بی کمان» پی ِ ؛فتح ِ نشانه ایم
از نسل ِ«کورشیم»،«بابک»تبار و پاک،حتی دراین سکوت؛رنگ ِ ترانه ایم
.
.
هی روزگار ِبد؛ازخشممان بترس،تاصبرمان بجاست؛بس کن شکنجه را
برمردم ِصبور،تاکِی عذاب وزور؟،تاگریه بی صداست؛بس کن شکنجه را
ماقصدمان زعشق؛«اصلاح کینه»هاست؛کاری نکن«هدف»؛«چیزِ ِدگر»شود
راهی بجزخروش،برمانمانده است،این آخرین«ندا»ست؛بس کن شکنجه را
.
.


ما مانده ایم و بند،این عادلانه نیست
ویرانی ِ وطن ؛ جرم ِ ترانه نیست
در«کوچه باغ» ِ ما، جرم است اگر صدا
یا«خان» غزل کـُش است ؛ یا «خانه» ،«خانه» نیست

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 12:34 توسط نیلوفر قاسمی| |

 

همانا حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم خیر "حضرت محمد ص"

دستهامان خالی بود اما دلمان پر بود از فریاد

آمدیم با همان دستهای خالی، در ظهر یک روز در ماه حرام که به نام حسین و مظلومیت اوست.

 ناله کردیم و گرستیم وفریاد زدیم از ظلم و دروغ و این همه بی عدالتی

اما خدایا دیدی...!

اینها، همین بعضی از اینجا دور که به ظاهر و تظاهر به نام علی وحسین حرف می زدند

در ماهی که خون ریختن حرام بود گلوله شان  را به روی این سادگان صبور کشیدند

و چه خون ها ریختند و چه دروغ ها گفتند...

حالا از آن روز چهل روز می گذرد.

چهل روز است که دیگر دوستانم نفس نمی کشند

چهل روز است که مادران به یاد عزیزانشان می گریند...

.......

حالا تو  ای خواهر و برادر من بعد از گذشت چهل روز از رفتنت

در کدام نقطه از آسمان هستی...!

اینجا همچنان ظلم بیداد می کند

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 23:35 توسط نیلوفر قاسمی| |

 

پوستر جشنواره فیلم فجر

·پلان یک... پروانه موقت

همیشه توی روزهای جشنواره وقتی پای فیلم ها می نشستیم اگر فیلمی به دلمون نشست و خوب بود به اطرافیانمون توصیه می کردیم که در زمان اکران عمومی، این فیلم را ببینند. اما امسال همه چیز متفاوت شده، چرا؟ چون این فیلمها فقط پروانه موقت برای جشنواره را گرفته اند،اینبار فیلم ها برای اکران عمومی باید در راهروهای زیادی از مسئولین بچرخند و بازبینی شوند.تا شاید پروانه دائمی را بگیرند.

·پلان دوم... تسویه حساب توقیفی ها

رفع توقیفی جشنواره بیست هشتم با فیلم به رنگ ارغوان آغاز شد.فیلمی که نگاه و عطش مخاطبانش پس از پایان شش سال توقیفی به پایان می رسد وعلاقه مندان به سینمای حاتمی کیا و بازی خاطره انگیزحمید فرخ نژاد در ارتفاع پست را ترغیب می کند تا به تماشای این فیلم بنشینند.بعد از به رنگ ارغوان فیلم تسویه حساب ساخته تهمینه میلانی که اینروزها گمانه زنی های زیادی از دریافت جایزه در بخش های مختلف این فیلم به گوش می رسد، پس از 3 سال توقیفی در جشنواره حضور پیدا می کند.

·پلان سوم چه کسی داوری جشنواره را قبول می کند؟

 

(..........داوری جشنواره را قبول نکرد!) این ...... ممکن است نام خیلی از هنرمندانی باشد که اینروزها داوری جشنواره را رد می کنند.

عزت الله انتظامی، اصغر فرهادی، داریوش مهرجویی، رضا میرکریمی و... داوری جشنواره را قبول نکردند.

با اینکه چند روزی از جشنواره باقی نمانده اما هنوز گمانه زنی های داوری بیست هشتمین جشنواره فیلم فجر ادامه دارد. شنیده ها حاکی از آن است که محسن علی اکبری، ابوالقاسم طالبی، سیروس الوند و فرهاد توحیدی، فاطمه گودرزی فیلم های ایرانی را داوری می کنند.

·پلان چهارم ...به خاطر گیشه!

علاقه زیاد تهیه کنندگان به فروش فیلم باعث می شود که اینروزها تهیه کنندگان برای فروش فیلمشان دست مزدهای زیادی بپردازند. حتی اگه مجبور شوند برای سه دقیقه 90 میلیون تومان بپردازند!

اما حضور محمدعلی زم مدیر سابق حوزه هنری درفیلم دموکراسی در روز روشن به عنوان تهیه کننده نشان دهنده این است که حاضر است برای گیشه فیلمش هر کاری بکند. او تنها برای سه دقیقه بازی محمد رضا گلزار 90 میلیون تومان به او دست مزد داد.دست مزدی که باعث اعتراض خیلی از هنرمندان شد.

این فیلم علاوه بر حضور گلزار با حضور بازیگرانی چون حمید فرخ نژاد، نیکی کریمی، محمد رضا فروتن، نیوشا ضیغمی، ارژنگ امیرفضلی و نیما شاهرخ شاهی شاید جزء پرستاره‌ترین فیلم‌های سینمایی محسوب ‌شود! همچنین سکانس‌هایی از فیلم با حضور بازیگرانی چون فخرالدین صدیق شریف، مهران رجبی و قاسم زارع است

·پلان پنجم... ستاره ها

امسال حضور کارگردانان مطرح زیاد در جشنواره به چشم نمی خورد. اما ستاره ها هنوز هستند.

حمید فرخ نژاد ستاره ای است که به عنوان پرکارترین بازیگر جشنواره با شش فیلم در جشنواره حضور دارد.شب واقعه، بیداری رویاها،همبازی، شکلات داغ،به رنگ ارغوان و دموکراسی در روز روشن نام فیلم هایی است که در جشنواره بیست و هشتم با بازی حمید فرخ نژاد می بینیم.

نام مصطفی زمانی یا همان یوزارسیف خودمان برای همه آشناست. بازیگری که یک شبه ره صد ساله را طی کرد و ستاره شد. امسال برای اولین بار در جشنواره با سه فیلم (آل) بهرام بهرامیان، (کیفر) حسن فتحی و( مرا ببخش مادر) مهدی نادری حضور دارد.

امین حیایی با متفاوت ترین نقش اینبار به جشنواره فیلم می آید. او در فیلم بیداری رویاها نقش یک برادر شهید را ایفا می کند. نقشی که حال و هوای جدی و رسمی دارد و نمی تواند کمدی باشد. او در این فیلم با هنگامه قاضیانی، سارا خوئینی ها و حمید فرخ نژاد همبازی است.

پلان ششم· اخراجی ها

با اینکه چند روزی به جشنواره باقی نمانده اما هرروز نام یکی از فیلم ها را می شنویم که از بخش مسابقه خارج می شوند. آدم کش به کارگردانی رضا کریمی از بخش مسابقه خارج شد و کریمی به نشانه اعتراض این فیلم را از بخش خارج از مسابقه هم بیرون کشید. محسن عبدالوهاب کارگردان فیلم لطفا مزاحم نشوید هم گفت تمایلی ندارم تا فیلمم در بخش مسابقه اول و دوم به نمایش در آید.در این میان سید ضیاءهاشمی تهیه کننده زمهریر در یادداشتی ارائه این فیلم به جشنواره را اشتباه خود خواند و نوشت:بانگ بر می آورم که اشتباه کردم.علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه ای هم طی نامه ای به مهدی مسعود شاهی دبیر جشنواره، ضمن تشکر هنرمندانه کارگردان جوان سینما آقای حمید کلاهداری و حضور حرفه ای و درخشان هنرمندان فیلم شکلات داغ به نیابت از کارگردان فیلم و برای پرهیز از هرگونه شبه افکنی درخواست کرد تا این فیلم را از بخش مسابقه سینمای ایران خارج کند.حامد کلاهداری جوان ترین کارگردان جشنواره بیست و هشتم بود.

پلان هفتم ·فیلم های خوب برباد رفت

مطمئنا هیچ کس فیلم مارمولک کمال تبریزی را فراموش نمی کند. فیلمی که سرو صدای زیادی کرد.

کمال تبریزی با فیلم پاداش که شباهت زیادی به فیلم مارمولک دارد در جشنواره بیست و هشتم شرکت کرد.اما در بخش نظارات رد و توقیف شد.

بعد از آن فیلم آتشکار محسن امیریوسفی و زم هریر ساخته علی روئین تر نمایش اکران محدود را گرفتند.

پلان هشتم .این فیلم را از دست ندهید

هیچ ساخته عبدالرضا کاهانی

این فیلم که فضایی اجتماعی دارد آمده است: مردی که به بیماری پرخوری مبتلا است و شکم خود را نمی‌تواند سیر کند سرپرست خانواده‌ای پر جمعیت می‌شود... . در "هیچ" مهدی هاشمی، مرضیه برومند، پانته آ بهرام، باران کوثری، صابر ابر، احمد مهران فر، نگار جواهریان، مهران احمدی و نیره فراهانی ایفای نقش کرده‌اند.

نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 23:57 توسط نیلوفر قاسمی| |

همه‌ی زخم‌ها
شفا می‌يابند.
همه‌ی آرزوها
برآورده می‌شوند
همه‌ی روياها
به راه خواهند آمد.

و من از آن آمده‌ی آسمانی پرسيدم:
تا کی تحملِ اين همه؟!

تا کی تحمل این همه ظلم

تا کی تحمل این همه بی عدالتی

تا کی تحمل این همه دروغ

تا کی تحمل...

خدایا صبر ما تمام شد

صبر تو کی به پایان می رسد!...

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 0:8 توسط نیلوفر قاسمی| |

قرار بود از آزادگی بنویسم اما یادم آمد در عصری زندگی می کنم که دولتمردان آن آزادگی

را از مردمان صبور سلب کرده اند

قرار بود از حق بنویسم اما یادم آمد که در روزگار ما حق معنایی ندارد

یادم آمد کسانی بر ما حکومت می کنند که مردمان صبور را به خاطر گرفتن حق می نوازند و به اسارت می گیرند.

آنها حتی از قلم هایمان هم می ترسند و آن ها را می شکنند.

قرار بود از ماهی که حالا در آن نفس می کشم و به نام حسین است بنویسم اما باز هم یادم آمد در عصری هستم که دوباره یزیدیان زنده شدند...

قرار بود از همه و هیچ بنویسم اما یادم آمد قیام حسین را...

آنها که رفته اند کاری حسینی کردند

                             و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند

                                                                         و گرنه یزیدی اند

نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 14:56 توسط نیلوفر قاسمی| |

به خدا قسم اگر روز مرگ برسد و خواهد رسید که مرا از شما جدا می کند در حالی که من از همکاری با شما خشمگینم و به واسطه ی شما یاران بسیاری ندارم.

برای خدا باشید!

برای خدا باشید!

مگر دینی نیست که شما را جمع نماید و همیٌتی نیست که شما را تیز و تحریک نماید. آیا این امر شگفت انگیز نیست! که معاویه جفا کار و پست شما را به جنگ دعوت کند و از او پیروی کنید بدون هیچ حقوقی. و من که شما را دعوت می کنم، نگاهم می کنید.

من که از بازمانده های اسلام و از یاران پیامبرم و شما از من کناره بگیرید و در برابر من بایستید. چون از جانب من نه دستوری به شما ابلاغ بشود که به آن رضایت دهید. نزد من بهترین چیزی که می بینم مرگ است.

من کتاب خدا را به شما درس دادم و راه تبادل نظر را به شما آموختم و چیزهایی که نمی شناختید به شما فهماندم وآنچه در مذاقتان ناگوار بود برایتان گوارا نمودم

ای کاش

نابینا نگاه می کردی و خواب بیدار می شدی

چه نزدیکست قومی به جهل که رهبرشان معاویه باشد و مربی شان پسر معاویه.

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 0:4 توسط نیلوفر قاسمی| |

 صدای خدا در صحرا به گوش میرسد ، از هر ذره ای این ندا برمی آید ، تمام فضای میان زمین و آسمان را پر کرده است و هر کسی آن را می شنود ، می شنود که خدا دارد او را می خواند و او از جگر فریاد می زند:

"لبیک الهم لبیک !"

.

می روی و احساس می کنی که نیست می شوی ، از خود دور می شوی و به او نزدیک ، و تو دیگر هیچ ، یک یاد فراموش ، که در میقات از دوش افکنده ای و سبکبار از خویش به میعاد می روی.

احساس می کنی که تو دیگر نیستی ، پاره شوقی و دیگر هیچ...

در او محو می شوی ، همچون پاره ابری در صحرا که آفتاب می مکدت.

.

قلب هستی می تپد و فضا از خدا لبریز شده است، از خدا لبریز شده ای.

.

"در صحرا عشق باریده است و زمین تر شده ،

و چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود ،

پای تو به عشق فرو می رود."

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:35 توسط نیلوفر قاسمی| |

"صادق و الهه عزیزم" 
 

روزی روزگاری دور آنجا که چراغی روشن نیست

دو ستاره ساکت و دلتنگ در نقطه ای ناممکن از آسمان می درخشید

خدا از پشت پنجره ی عزلی نگاهشان کرد

و عشق علی و زهرا را در گوششان نجوا کرد و سیبی از مهربانی اش را به آنها هدیه کرد

.....

من اینجا از حوالی دور به روشن‌ترين کلماتِ پروردگار که در گوشتان نجوا شد

برایتان بهترین آرزو ها می کنم

دوستتان دارم سادگان صبور

عاشق باشید تا همیشه

Digital08.jpg
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 3:51 توسط نیلوفر قاسمی| |

 

اینروزها دائم خبر بد می شنویم انگار این فرشته ی عزرائیل نگاهش را فقط و فقط در بین کسانی که روزی برایمان خاطره ساختند دو خته است

هنوز طمع تلخ جدایی با مسعو رسام،حسین صبحدل. امیرقویدل،محسن آراسته. جمشید لایق،

عباس شباویز و... از یادمان نرفته

که امروز خبر رفتن نیکو خردمند کسی که سالیان سال با بازی هایش و صدای ماندگارش همراه بودیم را می شنویم.

عجب ماهی ست این آبان

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 0:30 توسط نیلوفر قاسمی| |

قرار بود نامه ام رنگ ((درد)) نگیرد که گرفت…
قرار بود نامه ام رنگ ((گلایه)) نگیرد که گرفت…
کسی نیست بگوید به جای نوشتن نامه:
عاشق باش…
عشق بورز…
عزیز دلم:
عزیز دلم:
منتظر آن دمم که نگاهم کنی
و
ثانیه ها به احترام نگاهت بایستند لاعقل
اذعان دل تحلیل شود و مردمان بخندند و کودکان معصوم خلق
لباس عافیت بپوشند و( ناجوان مرد از شرم بمیرد)…
عزیز دلم:
کودکان معصوم خلق…
بگذار بنویسم به یک بار نوشتنش که می ارزد.
من هیچ وقت به وعده هایم وفا دار نبوده ام می دانم.
یا یاریم کن که برای تو باشم …
یا برای همیشه نامم را از دفتر مدعیان عشقت خط بزن.
((((((همین))))))
((ببخش ))
دوباره تند رفتم…
دوباره تند رفتم…
تند رفتم…
عزیز دلم :
دوباره از نو می نویسم…
از نو می نویسم…


سلام...

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 15:56 توسط نیلوفر قاسمی| |

 

عکسهایی از نمایش هملت و سالاد فصل در نگاتیو

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 15:39 توسط نیلوفر قاسمی| |

چند وقتیه که دلم برای عمو خسرو خیلی تنگ شده

خواستم به یادش اینجا بنویسم

اما  متوجه شدم

مسعود رسام هم امروز از میانمان رفت

نمی دانم

انگار پاییز مُهر خورده برای رفتن هنرمندان

از گذشته های دور وقتی به یاد می آورم رفتنه

منوچهرنوذری، بابک بیات، قیصر امین پور و...

خیلی از هنرمندانی که حافظه ام یاری ام نمی کند تا نامی از آنها را ببرم

و حالا امروز مسعود رسام...!

رفتی اما مگه می شه خانه سبز، همسران و هزاران خاطراتی که با

سریالهایت  داشتیم  را فراموش کرد.

 

خدایش بیامرزاد

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 16:56 توسط نیلوفر قاسمی| |


Design By : Night Skin